حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

135

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

اميدوارى قريش يارى آنها نيز اطمينان يافتند و اميدوار شدند كه با كمك يهودان محمد را از داخل و خارج مدينه محاصره كنند و بنيان مسلمانان را براندازند . وقتى يهودان از كار قريش فراغت يافتند بسوى قبايل غطفان رفتند و آنها را نيز بجنگ محمد دعوت كردند . مردم غطفان نيز با آنها ابراز موافقت كردند بدينگونه دسته‌هاى مختلف براى جنگ مسلمانان گرد آمدند و براى حركت به سوى مدينه آماده شدند . فرماندهى سپاه قريش با ابو سفيان بن حرب بود . عيينة بن حصن فرماندهى طايفهء بنى مره را كه از طوايف غطفان بود به عهده داشت و مسعر بن رخيله پيشواى سپاه بنى اشجع بود كه آن نيز از طوايف غطفان بود . حفر خندق وقتى پيغمبر از عزيمت سپاه عرب آگهى يافت بصواب ديد سلمان فارسى كه يكى از بزرگان اصحاب بود تصميم گرفت براى تسهيل دفاع مدينه ، خندقى حفر كند . پيغمبر نيز براى تشويق مسلمانان و پيشرفت كار شخصا در كار حفر خندق شركت داشت . خندق را در طرف شمال مدينه حفر كردند زيرا جهات ديگر مدينه بوسيلهء كوه و نخلستانها و خانه‌ها مستور بود . مورخان در مكان خندق و اندازه طول آن اختلاف دارند بعقيدهء ما آن را از حره شرقى آغاز كردند و تا شمال مدينه امتداد دادند سپس بسوى جنوب و غرب منحرف كردند . مطابق يك روايت ، پيغمبر بهر ده كس از مسلمانان يكقطعه از خندق را كه چهل ذراع طول آن بود واگذار ميكرد كه بحفر آن اقدام كنند با اين ترتيب ميتوان گفت كه طول خندق لااقل دوازده هزار ذراع بوده است . اين در صورتيست كه فقط مردان سپاه كه باتفاق مورخان عده آنها سه هزار كس بود در حفر خندق شركت كرده باشند . با آنكه بعضى از منافقان از كار شانه خالى ميكردند و بىاجازه پيغمبر دنبال كار خود ميرفتند پيش از آنكه سپاه قريش بمدينه برسد حفر خندق به پايان رسيده بود هر يك از